ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
234
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
شارح گويد : امام ( ع ) در اين كلمه اشاره مىكند به اين كه سزاوار نيست كه شگفتى حاصل شود از چگونه نابود شدن كسى كه در آخرت به وسيلهء عوامل هلاكت نابود مىشود بلكه سزاوار است كه از چگونگى رهايى رها شوندگان شگفت حاصل شود ، و علَّت اين حكم اين است كه چون آدمى داراى نيروهاى سه گانه است كه بر حسب آنها از او كارهاى اختيارى سر مىزند و به سبب آن نابود مىشود يا مالك مىگردد و آن نيروى ناطقه و شهوانى و خشم است و بر مردم در بيشتر حالات منحرف شدن از حالاتى است كه شايسته است مردم بر آن حالات باشند و اين حالات به زبان پيامبران ( ع ) از آنان خواسته شده است و آن انحراف به سبب فرمانبردارى از دو نيروى شهوت و خشم و فرو رفتن در چيزهايى است كه آن دو نيرو به مقتضاى طبيعتشان در آن فرو رفتهاند و نيروى عقلانى را به خواسته هاى آن دو مىكشاند ، و آن از چيزهايى است كه آدمى را از روى آوردن به قبلهء حقيقى باز مىدارد و از وابسته شدن به ريسمان رهايى ممانعت مىكند پس ناگزير شگفت آوردن از چگونگى هلاكت افرادى كه نابود مىشوند شگفتيى بيجاست زيرا عوامل نابودى فراوان و در ميان مردم بسيار موجود است ، و زياد بودن وجود معلول تابع زياد بودن وجود عوامل آن مىباشد . و چون دانستى كه درجات خوشبختى نامتناهى است پس بايد بدانى كه درجات نابودى و بدبختى نيز نامتناهى مىباشد و مقصود ، از نابودى نابودى هميشگى نيست زيرا آن نوع نابودى ويژهء انحراف مخصوصى مىباشد يعنى آن انحرافى كه موجب شود ملكات پستى كه همراه جوهر نفس شود و در نتيجه به وسيلهء آن كيفر دوام پيدا كند بلكه قصدمان از هلاكت چيزى همگانىتر از آن مىباشد تا هلاكت قطع شدنى و موقّت در آن داخل شود و از نظر وجودى بيشتر از رهايى باشد ، و آنچه بسيار و معتاد باشد سزاوار نيست مورد شگفتى واقع شود ، و شگفت از چگونگى رهايى نجات يافتگان تعجبّى بجا مىباشد و به خاطر كم بودن عوامل نجات و ناتوان بودن آن در ميان مردم ناپسند نيست . در اين كلمه اشاره به واجب بودن احتياط و حفظ خويش و دور انديشى در به دست آوردن عوامل رهايى و كوشيدن در آن است چون رهايى با آرزو به دست نيايد و با سستى حاصل نشود ، و پندگيرى از سوى توست ، و خداى متعال سرپرست آماده كردن توست براى آنچه او شايسته است ، و او توفيق بخش است .